تبلیغات
ردپا
پنجشنبه 24 فروردین 1391

پروژه جالب

   نوشته شده توسط: تمنا    نوع مطلب :اتفاقی... ،

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

2- عنصر اصلی باران اسیدی است.

3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق این بود: «ما چقدر زود باور هستیم»


برچسب ها: پروژه جالب ، پروژه حالب یک دانشجو ،

پنجشنبه 24 فروردین 1391

دریا

   نوشته شده توسط: تمنا    نوع مطلب :اس ام اس هام! ،

دریا خیلی عجیبه ...
همین که غرقش می شی
پس می زندت...




برچسب ها: دریا ، غرق شده ، اس ام اس ، دریای عجیب ،

چهارشنبه 16 فروردین 1391

حسرت

   نوشته شده توسط: هِستیا    نوع مطلب :عاشقانه ها! ،

به دروغ گفته ام به خوابم می آیی...

           تا چشمانم...

                    دمی...

                              پلک برهم گذارند...


سه شنبه 18 بهمن 1390

نسیم پاک

   نوشته شده توسط: تمنا    نوع مطلب :اس ام اس هام! ،فی البداهه ،

سدیوس:
به چه می اندیشی بهترین؟
تا نسیم از سمت مهربانی تو می وزد
اهالی باران
ترانه ی ساده ی دوست داشتن را تجربه  می کنند...!
من:
به تو می اندیشم خوبترین
هوای پاک تو مرا می کشاند
سوی دشت وسیع قلبت...


برچسب ها: اس ام اس ، نسیم مهربانی ، هوای پاک ،

پنجشنبه 6 بهمن 1390

وصیت نامه ی پنج سطری ویکتورهوگو

   نوشته شده توسط: تمنا    نوع مطلب :اتفاقی... ،

پنجاه هزار فرانک از ثروتم را به بینوایان می بخشم.

میل دارم جنازه ام را با تابوت فقرا به گورستان ببرند.

از دعا و طلب مغفرت، از کلیسا  بیزارم .

می خواهم همه ی مردم مرا دعا کنند.

به خداوند ایمان کامل دارم.


برچسب ها: ویکتورهوگو ، وصیت نامه ی ویکتورهوگو ، 5 خط وصیت نامه!! ،

پنجشنبه 1 دی 1390

از صدای سخن عشق...

   نوشته شده توسط: سدیوس    نوع مطلب :اتفاقی... ،

زمان نمی گذرد ، عمر ره نمی سپرد!
صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است
نه شنبه هست و نه جمعه!
                                         نه پار و نه پیرار است!

جوان و پیر کدام  است؟
                                       زود و دیر کدام؟

اگر هنوز جوان مانده ای به آن معناست 
که عشق را به زوایای جا صلا زده ای!

ملال پیری اگر می کشد تورا پیداست،
که زیر سیلی تکرار،
                              دست و پا زده ای!

زمان نمی گذرد،
صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است
خوشا به حال کسی ،
که لحظه لحظه اش، از بانگ عشق 
                                                      سرشار است...



فریدون مشیری


چهارشنبه 30 آذر 1390

شب چله!!!

   نوشته شده توسط: سدیوس    

هندونه رو آوردی ؟؟؟
                  جوجه هاتو شمردی؟؟؟








یلدا خوش بگذره!


تعداد کل صفحات: 55 1 2 3 4 5 6 7 ...